تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
آله پرسيدند كه احسان چه چيز است حضرت فرمودند كه احسان آنست كه عبادت الهى چنان كنى كه گويا او را مىبينى پس اگر تو او را نه بينى او ترا مىبيند و اين مقام مراقبه است و حضور قلبى كه روح همه عباداتست و اين آيه كافى است از جهة جميع مراتب قرب لله و إلى الله و فى الله و مع الله و أوصلنا الله إياكم إلى مراتب قربه و محبته بجاه محمد و آله الطاهرين .
( و روى بن محبوب عن ابى ايّوب عن عمّار بن مروان عن ابى عبد الله صلوات الله عليه قال سمعته يقول من سافر قصّر و افطر الَّا ان يكون رجلا سفره إلى صيد او فى معصية الله عزّ و جلّ او رسولا لمن يعصى الله عزّ و جلّ طلب عدوّ او شحناء او سعاية او ضرر على قوم من المسلمين ) ( 1 ) و منقول است در صحيح از عمار كه شنيدم كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه مىفرمودند كه هر كه به سفر رود قصر مىكند و افطار مىكند مگر آن كه شخصى باشد كه از جهة شكار لهو به سفر رود يا سفرش معصيت باشد به آن كه مقصودش از سفر معصيت باشد يا از جهة معصيت او را به رسالت فرستاده باشد مثل آن كه فلان كس را بنا حق بكش يا غرضش طلب دشمنى باشد كه به او ضررى برساند كه جهاد نباشد يا غرضش عداوت باشد يا سعى كردن ضرر باشد بر جمعى از مسلمانان ، و در كافى و تهذيب او سعاية ضرر است و ظاهرا لفظ او از نساخ زياده شده است و همين حديث را از كافى برداشته است مثل شيخ و ليكن نسّاخ كافى نيز در اين حديث سهوى كرده‌اند به جاى عمّار محمد نوشته‌اند با آن كه همين حديث شيخ از كافى نقل كرده است و حاصل آنست كه سفر