تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
حضر بايد كه روزه بگيرد . رو همين مضمون و استدلال به آيه مذكور است در چهار صد كلمه حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه و اين استدلالى است كه بعضى از عامه كرده‌اند كه حق سبحانه و تعالى امر كرده است حاضران را بصوم و امر فرموده است مسافران را به افطار و اين شبهه است چنان كه بعد از اين خواهد آمد كه حضرت مىفرمايند كه همين آيه به مفهوم شرط دلالت مىكند بر آن كه هر گاه به سفر رود بايد كه بخورد يا صريح دو آيه ديگر زيرا كه بعد از آن كه به سفر رفت صادقست كه در حضر نيست و صادقست كه مسافر است چنان كه شبهه مىكنند كه چون جايز باشد به سفرى رفتن كه روزه واجب را افطار كنند خصوصا هر گاه غرضش از سفر محض افطار باشد و جوابش اينست كه به سفر مىرود كه روزه حرام را بخورد نه روزه واجب را چون روزه در سفر حرامست و بعضى از لفظ على سفر استدلال كرده‌اند كه در ماه رمضان سفر حرامست چون على دلالت بر استعلا دارد يعنى كسى كه مستولى و مشرف باشد بر سفر به آن كه مسافر باشد روزه را افطار مىكند و اين استدلال نيز مثل سابق است و جوابش اينست كه بعد از سفر مستولى است با آن كه اشراف وقتى است كه از حضر به سفر رود و بر تقديرى كه اين اشعارات از آيه مفهوم شود كافى است از جهة آنها كراهت سفر به عبث چنان كه حضرت از جهة كراهت فرمودند قطع نظر از تقيه و الله تعالى يعلم . ( قال مصنّف هذا الكتاب اسكنه الله جنّته فالنّهى عن الخروج فى السّفر فى شهر رمضان نهى كراهة لا نهى تحريم و الفضل فى المقام لئلَّا يقصّر فى الصّيام و قد روى العلا عن محمّد بن مسلم عن ابى ) *