نيست و ليكن قانون است كه فضلا هر نامعقولى را بسازند بر احتمال بعيد تا نگويند كه نمىتوانند ساخت و به تبعيت ايشان گاهى اين نامعقول واقع مىشود و معذور خواهند داشت و كلينى همين حديث را بسند ديگر ذكر كرده است و بنا بر حديث ابن بكير حامل مقرب و مرضعه در آيه داخلند چنان كه گذشت و الله تعالى يعلم .
( و سال عبد الملك بن عتبة الهاشمىّ ابا الحسن صلوات الله عليه عن الشّيخ الكبير و العجوز الكبيرة الَّتى تضعف عن الصّوم فى شهر رمضان قال يتصدّق عن كلّ يوم بمدّ حنطة )
( 1 ) و در موثق كالصحيح و در صحيح منقول است از عبد الملك هاشمى و توثيق صريح ندارد و ليكن كتابى كه منسوب است به او نجاشى ذكر كرده است كه از عبد الملك بن عتبه صيرفى است و او ثقه است و صدوق از آن كتاب روايت كرده است و همچنين غير او پس حديث او هميشه صحيح باشد على الظاهر خصوصا هر گاه صدوق روايت كند كه بىدغدغه از كتاب روايت مىكند و تصريح به آن نموده است در اول و آخر اين كتاب كه گفت سؤال كردم از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر صلوات الله عليه و روايت از ابو الحسن نيز دليل است بر آن كه صيرفى ثقه است زيرا كه هاشمى راوى باقر و صادق است و صيرفى راوى صادق و كاظم است صلوات الله عليهم از شيخ كبير و عجوز كبيره ، و شيخ و عجوز مرد پير و زن پير است و تقييد ايشان به كبير و كبيره از جهة آنست كه بسيار پير باشند چون اهل لغت ذكر كردهاند كه شيخ كسى است كه معمّر باشد و ابتداء آن از پنجاه سالگى يا پنجاه و يك تا آخر عمر يا تا هشتاد سالگى و بعد از آن هرم و فانى مىگويند پس از هشتاد و يك البته تواند خورد
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٧٦