آمرزيده شود به سبب ترك معاصى و فعل طاعات خصوصا روزه پس حق سبحانه و تعالى او را از رحمت خود دور گرداند يعنى لعنت خدا بر او باد ، و هر كه دريابد پدر يا مادر يا هر دو را و چنان نكند در بر و احسان و خدمت ايشان كه آمرزيده شود پس دور باد از رحمت خدا ، و هر كه من نزد او مذكور شوم و صلوات بر من و آل من نفرستد كه آمرزيده شود پس حق سبحانه و تعالى او را از رحمت خود دور كناد يعنى لعنت بر او باد . و اين مضمون در ترك صلوات بر آن حضرت متواتر است از طرق خاصه و عامه و بحسب ظاهر دلالت مىكند بر وجوب صلوات بر آن حضرت هر وقت كه مذكور شود خواه به نام باشد يا به لقب يا به ضمير چنان كه جمعى قايل شدهاند بوجوب و بر والدين و صلوات كه در اين حديث وارد است و ظاهر خصوصيتى به ماه رمضان ندارد چنان كه ظاهر لفظ است و ممكن است كه در خصوص اين ماه باشد به قرينه مقام ، و شكى نيست كه هميشه هر دو مطلوبند و ليكن چون اهتمام به آن ماه بيشتر است شايد به اين اعتبار مقصود همين ماه باشد و بستن درهاى جهنم و گشودن درهاى بهشت كه ظاهرشان مراد باشد اگر مثلا كسى در اين ماه بميرد به بهشت رود هر چند مستحق جهنم شده باشد در غير كافر ، و در كفار در اين ماه ايشان را عذاب نكنند .
و محتمل است كه مراد اين باشد كه چون روزه حقيقى آنست كه جميع اعضاء و جوارح از مخالفت الهى باز ايستد و به طاعت و عبادت مشغول باشند پس گويا كه درهاى دوزخ بسته شده است و درهاى بهشت گشوده است ، يا آن كه چون به سبب روزه قواى شهوانى و غضبى ضعيف مىشوند و درهاى جهنم عبارت از اعضاء سبعه كه آن چشم و گوش و زبان و بطن فرج است بنا بر تعدد چشم و گوش يا دست و پا نيز ممنوع مىشوند و خواهشها كم مىشود بسته
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٠٢