رضا اختصار فرمودهاند يا راوى را بيش از اين در خاطر نمانده بود اگر چه مىدانست كه بسيار فرمودند .
پس فرمودند كهاي گروه عالميان حق سبحانه و تعالى را مطلع دانيد بر خود و از او بترسيد و بشنويد سخن او را و اطاعت كنيد خداوند خود را و دور باشيد از آن كه خواهيد با خداوند خود مگر و خدعه كنيد چنان كه داب علماء السوء است كه هر نصّى را توجيه مىكنند ، و در خصوص امامت و افضليت حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه اگر چه احاديث و آيات از حد حصر بيرونست چنان كه ابن ابى الحديد نيز گفته است كه هيچ شك و ريبى نيست كه امامت حق حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه است ، و هيچ شك نيست در افضليت آن حضرت و ليكن سخنى كه هست آن اين است كه ظاهر نيست كه حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه چون مىخواستند كه هميشه در مقام اعلاى قرب باشند تا جمعى بودند كه اين امر از ايشان مىآمد به اختيار خود به ايشان گذاشته باشند و چون ديدند كه كسى نيست كه قابليت اين امر داشته باشد خود مرتكب شدند يا آن كه صحابه امامت را از آن حضرت غصب نموده باشند و بعيد است كه چنين باشد و اين سخن را بعد از آن گفته است كه ذكر كرده است كه من چه ذكر كنم اخبار متواتره را مانند حديث غدير و منزله و سفينه و ثقلين و امثال اينها را كه در كتب مسطور است و بر زبانها مذكور بلكه ذكر مىكنم احاديثى چند كه همه صحيح است و بسيار مشهور نيست و بيست و پنج حديث ذكر كرده است كه صريحست در امامت و افضليت آن حضرت و عاقل منصف هر گز چنين سخن مىگويد و تجويز مىكند كه خلافت خدا و رسول را كسى ترك كند و عالميان را در ضلالت و گمراهى
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٤١