تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
حق سبحانه و تعالى مىخواهم در يافتن آن چه ريخته است يا باسم او تبرّك مىجويم خداوندا آن چه ريخته است همه را باز ده پس به خدمت آن حضرت آمدم و سلام كردم فرمودند كه معلى توئى گفتم بلى فداى تو گردم فرمودند كه بردار آن چه ريخته است و به من ده پس ديدم كه نان بسيارى ريخته است هر چه را مىيافتم به حضرت مىدادم پس ملاحظه نمودم انبانى بزرگ بود كه نتوانستم برداشتن ، پر از نان بود گفتم فداى تو گردم من بر سر گيرم حضرت فرمودند كه من اولى ام به برداشتن انبان از تو و ليكن با من بيا . پس در خدمت آن حضرت به سقيفه بنى ساعده رفتيم ديديم كه جمعى همه در خوابند پس حضرت در زير سر هر يك يا در زير انداز ايشان يك نان و دو نان مىگذاشتند تا همه را گذاشتند و برگشتيم عرض نمودم كه فداى تو گردم اين جماعت عارفند به حق يعنى شيعه‌اند حضرت فرمودند كه اگر عارف مىبودند تعهد نمك ايشان را مىكرديم چنان كه مىكردند به درستى كه حق سبحانه و تعالى از جهة هر چيز خزينه دارى مقرر فرموده است از فرشتگان مگر تصدق را كه حق سبحانه و تعالى خود خازن آنست و فرمودند كه چون پدرم صلوات الله عليه تصدق مىفرمودند و بدست سائل مىدادند از او پس مىگرفتند و مىبوسيدند و مىبوييدند و باز در دست سايل مىگذاشتند به درستى كه صدقه شب غضب پروردگار را فرو مىنشاند و گناهان عظيم را محو مىكند و صدقه روز مال را بسيار مىكند و عمر را زياد مىكند به درستى كه حضرت عيسى به كنار دريايى گذشتند يك قرص نان را در آب انداختند بعضى از حواريان گفتند كه يا روح الله و يا كلمة الله چرا قوت خود را در آب انداختيد حضرت فرمودند كه تا جانورى از حيوانات بحر آن را بخورد و ثواب آن نزد حق سبحانه و تعالى عظيم است . و در