تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
وقت كه مناجات مىكردند حق تعالى اجابت مىكرد دعاى ايشان را پس ظاهر مىشود كه صدوق حديث ابو خديجه را حمل بر اضطرار كرده است كه ممكن است كه سادات مضطر شوند و معصومان از دو وجه خارج نمىشوند . يكى از جهة خلافت الهى و كفايت او . دويم از جهة استجابت دعوات ايشان و از اين خبر و اخبار ديگر ظاهر مىشود كه زكات مال و فطره و خمس را نقل به امام صلوات الله عليه مىتوان كرد بلكه جمعى گفته‌اند كه در زمان حضور نبى و امام صلوات الله عليهم نقل واجبست به ايشان كه اگر واجب نمىبود تاخير دادن به مستحقين نمىتوانست نمود با عدم ضمان در نقل به بلاد متباعده و گرفتن وكلاى ايشان زكوات را با ظاهر آيه كريمه * ( خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ) * يعنى بگير يا محمد از اموال امتت صدقه را تا ايشان را مطهر گردانى از نجاست بخل و پاكيزه گردانى از حقوق مستحقين و چون زكات را بگيرى از ايشان دعا كن از جهة ايشان كه دعاى تو سبب تسكين قلوب ايشان است و ليكن اين دلايل افاده اولويت مىكند نه وجوب و الله تعالى يعلم و در مبحث فطره همين حديث خواهد آمد با اخبار ديگر .