اعداءه لا وانيا و لا ناكلا و نصح له فى عباده صابرا محتسبا فقبضه الله اليه و قد رضى عمله و تقبّل سعيه و غفر ذنبه صلَّى الله عليه و آله » )
و همه گواهى مىدهيم از روى علم و يقين كه خداوندى نيست بجز واجب الوجود بالذات مستجمع همه كمالات حال آن كه او يگانه است در ذات و صفات و او را شريكى و نظيرى نيست پادشاه پادشاهانست و بهتر از هر بهتريست يا خداوند هر بزرگيست و آفريننده زمين و آسمانهاست و همگى با آن چه در هر دو است مقهور و مجبور اويند ، قهار است بانكه در دنيا و عقبى هر كرا استحقاق عقوبت باشد معاقب مىسازد يا قهر كرده عدم را و موجودات را از كتم عدم بديد آورده است ، و بزرگوار است و از آن بالاتر است كه عقول به او توانند رسيد صاحب جلال و عظمت است و صاحب اكرام و انعامست يا مستحق صفات سلبيه و ثبوتيه است چنان كه اكثر چنين تفسير كردهاند ، قاضى و جزا دهنده است در روز جزا پروردگار پدرهاى پيشينيان ماست و گواهى مىدهيم كه محمد بنده اوست و رسول اوست و حق سبحانه و تعالى او را فرستاده است به راستى و در مصباح نيست بالحقّ
كه خلايق را به حق سبحانه و تعالى و عبادت او بخواند يا به راستى كه مذهب اوست بخواند و گواه باشد بر خلق كه ائمهء هدى باشند و ساير انبيا چنان كه فرموده است كه * ( « وَجِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً » ) * يا بر همه خلايق از پيشينيان و پسينيان پس او تبليغ رسالات را چنان كه بايد به جا آورد به نحوى كه به آن مامور بود و از حد خود در گذشت يا زياد و كم نكرد و تقصير ننمود و مجاهده نمود از جهة رضاى خدا با دشمنان او ، و سستى نكرد و بد دلى ننمود و از جهة رضاى او نصيحت كرد بندگان او را و صبر نمود بر ايذاى قوم او را خالصا لوجه الله تا وقتى كه حق سبحانه و تعالى او را ازين دار غرور بدار سرور برد و خشنود بود از اعمال او و قبول كرد سعى او را و
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 574
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥٧٤