رسيد و نيست چيزى شبيه او هر چه هست نزد عظمت و جلال او متواضعند از ذوى العقول و غير ايشان بنا بر شعورى كه ايشان را هست يا بنا بر آن كه در تحت قدرت اويند ، همه اشياء نزد عزت و قهّاريّت او ذليلند و همه به نزد قدرت او گردن نهادهاند و هر چيزى در محل خود قرار گرفته است از هيبت او و همهء مكوّنات خاضعاند نزد پادشاهى و پروردگارى او .
( « و الَّذى يمسك السّماء ان تقع على الارض الَّا باذنه و ان تقوم السّماء [ السّاعة خ ] الَّا بأمره و ان يحدث فى السّماوات و الارض شىء الَّا بعلمه نحمده على ما كان و نستعينه من أمرنا على ما يكون و نستغفره و نستهديه » )
آن خداوندى كه آسمان را حافظ است از تفرق و افتادن اجزاى آن بر زمين و حفظ مىكند قيامت را يا آسمان را كه قايم شود مگر بامر او يعنى نه چنانست كه حكيم مىگويد كه به طبايع خود قايمند بلكه همه به قدرت او قايمست و حادث نمىشود چيزى در آسمانها و زمينها مگر آن كه او به همه عالم است و علم او احاطه نموده است كليات و جزويات را حمد و ستايش مىكنم من و ساير مكونات او را بر آن چه نسبت بما انعام فرموده است يا كرده است ، و استعانت از او مىخواهيم در كارهاى ما از چيزهائى كه از ما خواسته است يا مطلقا و همه به گناهان خود معترفيم و طلب مغفرت از او مىكنيم و طلب هدايت از او مىنماييم چون هادى نيست به غير او .
( « و نشهد ان لا إله الَّا الله وحده لا شريك له ملك الملوك و سيّد السّادات و جبّار الارض و السّماوات القهّار الكبير المتعال ذو الجلال و الاكرام ديّان يوم الدّين ربّ آبائنا الاوّلين و نشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ارسله بالحقّ داعيا إلى الحقّ و شاهدا على الخلق فبلَّغ رسالات ربّه كما امره لا متعدّيا و لا مقصّرا و جاهد فى الله
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 573
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥٧٣