تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
اين معنى نيز مذكور شد . ( وقال امير المؤمنين صلوات الله عليه لا كلام و الامام يخطب و لا التفات الَّا كما يحلّ فى الصّلاة و انّما جعلت الجمعة ركعتين من اجل الخطبتين و جعلتا مكان الرّكعتين الاخيرتين فهى صلاة حتّى ينزل الامام ) و منقول است از آن حضرت صلوات الله عليه كه در وقتى كه امام خطبه بخواند سخن نمىبايد گفت بلكه گوش مىدهند به خطيب و رو به جانبين و پس نمىبايد كرد مگر آن مقدار كه در نماز مباح است بىكراهت يعنى آن كه به چشم باشد نه برو و چرا نماز جمعه را دو ركعت مقرر ساختند از جهة دو خطبه كه هر دو بمنزله نماز است تا امام از منبر به زير آيد . و در حديث صحيح از محمد بن مسلم منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه هر گاه امام در روز جمعه خطبه كند سزاوار نيست احدى را كه سخن كند تا امام از خطبه فارغ شود پس چون امام از خطبه فارغ شد سخن مىتوان كرد تا وقتى كه قد قامت الصلاة گفته شود پس اگر قرائت امام را بشنود يا نشنود مجزيست . و در صحيح از معاوية بن وهب منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه اول كسى كه خطبه نشسته كرد معاويه بود و از مردم رخصت گرفت كه مرا معذور داريد كه زانوهاى من درد مىكند و يك خطبه را ايستاده مىخواند و يكى را نشسته ، غرض آنست كه اين بدعت را او گذاشت و مىتوانست ايستاده خطبه بخواند پس حضرت فرمودند كه مىبايد در ميان دو خطبه بنشيند و فرمودند مىبايد دو خطبه را واقع سازند ايستاده و در ميان هر دو بنشينند و سخن نگويند در ميان دو خطبه و اندكى كافى است نشستن كه فاصله شود ميان هر دو و بهتر آنست كه به قدر خواندن سوره توحيد بنشيند و مىبايد كه