روز جمعه كه اعم از نماز جمعه است و ظهر ، پس آن بر سبيل رخصت است بيمار و مستعجل و مسافر را و احاديث گذشت و ظاهرش جواز است نسبت به همه كس چنان كه ظاهر است و احاديث امر به اينها محمول است بر تاكد استحباب و الله تعالى يعلم .
( و روى صفوان بن يحيى عن عليّ بن يقطين قال سألت ابا الحسن صلوات الله عليه عن الجمعة فى السّفر ما اقرء فيها [ فيهما خ ] قال اقرء فيها [ فيهما ] قل هو الله احد )
و در حسن كالصحيح و در صحيح منقولست از على كه گفت سؤال كردم از حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه از نماز جمعه در سفر در نماز يا در دو ركعت آن چه چيز بخوانم حضرت فرمودند كه در دو ركعت آن يا در نماز توحيد بخوان و چون در احاديث گذشت استحباب جمعه و منافقين در سفر و حضر اين حديث را حمل كردهاند بر جواز يا بر آن كه نماز ظهر گذارند يا تعجيل داشته باشند .
( و روى جعفر بن بشير و عبد الله بن جبلة عن عبد الله بن سنان عن ابى عبد الله صلوات الله عليه قال سمعته يقول فى صلاة الجمعة لا باس ان يقرأ فيها [ فيهما ] به غير الجمعة و المنافقين اذا كنت مستعجلا )
و در صحيح از جعفر در موثق از عبد الله منقولست از عبد الله كه گفت شنيدم از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه مىفرمودند كه باكى نيست كه در نماز جمعه يا در دو ركعت آن غير سوره جمعه و سوره منافقين بخوانى اگر تعجيل داشته باشى و اين عبارت نيز قرينه استحباب است و بنا بر مذهب صدوق همچنين واجبى است كه به سبب تعجيل ساقط مىشود مثل اصل سوره بر مذهب جمعى كه واجب مىدانند چنين واجبى مىدانند كه به اندك عذرى ساقط شود ، و محمول بر تاكَّد استحبابست آن چه روايت كرده است آن را صدوق در موثق
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 525
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥٢٥