سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و در زمان حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه كسى بىرخصت ايشان نماز جمعه نمىكرد هم چنان كه كسى بىرخصت ايشان قاضى نمىشد بعد از آن گفته است كه اگر كسى گويد كه شما در كتب حديث خود روايت كردهايد از ائمه معصومين صلوات الله عليهم كه هر گاه پنج كس يا هفت كس جمع شوند و خوف نداشته باشند يكى از ايشان امامت كند و خطبه بخواند و اين حديث و امثال اين دلالت مىكند بر آن كه اذن معصوم در كار نباشد .
جواب مىگوييم كه اين عبارت اذنست پس ظاهر مىشود كه منازعه لفظى است و ما رخصت از حضرت سيّد المرسلين و ائمه طاهرين داريم در كردن نماز جمعه در زمان غيبت چون حكم ايشان در آن زمان جاريست و در همه زمانها تا روز قيامت به اجماع كافه مسلمانان ، و بعضى توهم كردهاند كه خطاب معدومين قبيح است عقلا و غلط كردهاند زيرا كه اگر معدوم را با موجود ضم كنند قبيح نيست و هيچ شك نيست كه همه مسلمانان به خطابهاى قرآن مجيد مخاطبند و متواتر است كه حضرت سيّد المرسلين صلى الله عليه و آله فرمودند كه من از دنيا مىروم و در ميان شما مىگذارم كتاب الهى را و عترتم و اهل بيتم را پس اگر ما مخاطب بكتاب نمىبوديم عبث بود گذاشتن كتاب و اين معنى از ضروريات دين مبين است ، و احاديث متواتره وارد است بر طبق اين .
و در حديث صحيح از عمر بن زيد منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه هر گاه در روز جمعه هفت كس جمع شوند پس مىبايد كه نماز جمعه را به جماعت واقع سازند ، و رداى برد يمانى را بر دوش اندازد امام ، و عمامه بر سر گذارد ، و تكيه كند بر عصا يا كمان ، و در ميان دو خطبه مىنشيند ، و قرائت را بلند بخواند و قنوت بخواند در ركعت اول پيش از ركوع .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 503
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥٠٣