كسى كه پيشتر هجرت كرده باشد ، پس اگر در هجرت مساوى باشند ، پس كسى كه سالش بيشتر باشد ، پس اگر در سن مساوى باشند ، پس كسى كه اعلم بوده باشد به سنّت و طريقه حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و كسى كه اعلم باشد در دين و كسى تقدم نكند ديگرى را در منزلش و نه صاحب سلطنت را در سلطنتش يعنى كسى را كه امام صلوات الله عليه امارت داده باشد أو اولى است ، و صدوق بعد از ذكر اين خبر در علل گفته است كه در حديث ديگر وارد است كه اگر در سن مساوى باشند هر كه خوش روتر باشد و ظاهرا مرادش فقه رضويست .
و كلينى به اسناد او از جابر روايت كرده است از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه كه مىبايد كه جمعى نزديك امام باشند كه صاحب عقل و خرد باشند كه اگر امام نسيانى كند يا بماند عقلا او را به حق بدارند ، و افضل صفها صف اول است و افضل اين جائى است كه به امام نزديك باشد ، و فضيلت نماز جماعت بر نماز تنها بيست و پنج درجه است در بهشت .
و مرسلا از آن حضرت روايت كرده است كه فضل دستهاى راست صفها بر دستهاى چپ مثل فضيلت نماز جماعتست بر نماز منفرد .
و كالصحيح روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه فرمودند كه شما را شرم نمىآيد كه كنيزك خود را بفروشيد و او در خانه مولاى ثانى بگويد كه آقاى من به نماز جماعت حاضر نمىشد ، و ظاهر مىشود كه رعايت سخن مردم كردن در مذمّتها بد نباشد .
و صدوق به اسناد خود روايت كرده است از انس كه پسرى از عثمان بن مظعون رضى الله عنه فوت شد و اندوه او بسيار شد تا آن كه در خانه خود مسجدى مقرر ساخت كه در آنجا عبادت كند و متوجه دنيا نشود و چون اين خبر
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٨٥