( « و قد قال النبيّ صلى الله عليه و آله المؤمن وحده حجّة و المؤمن وحده جماعة » )
و بتحقيق كه حضرت سيّد المرسلين صلى الله عليه و آله فرموده است كه مؤمن تنها قولش حجّة است و مؤمن تنها جماعت است .
در حديث صحيح از حماد بن عيسى وارد شده است و اجماع است بر تصحيح آن چه از او صحيح شود از محمد بن يوسف ثقه از پدرش كه گفت شنيدم از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه كه مىفرمودند يعنى بسيار كه جهنى به خدمت حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت يا رسول الله من در صحرا مىباشم و با من هستند اهل و فرزندان و غلامان من اذان و اقامه مىگويم و پيش نمازى ايشان مىكنم آيا ثواب نماز جماعت داريم و نماز جماعت است حضرت فرمودند كه بلى ، پس گفت يا رسول الله گاه هست كه غلامان بطلب آب باران مىروند و من و اهل و اولاد مىمانيم اذان و اقامه مىگويم و امامت ايشان مىكنم آيا جماعتيم حضرت فرمودند كه بلى ، پس گفت يا رسول الله گاه هست كه فرزندان متفرّق مىشوند و در محافظت گلَّه گوسفندان يا شتران من و اهلم مىمانيم اذان و اقامه مىگويم و پيشنمازى زنان مىكنم آيا جماعتيم حضرت فرمودند كه بلى پس گفت يا رسول الله گاه هست زن نيز كارى دارد و حاضر نيست و من تنها مىمانم اذان و اقامت مىگويم و نماز مىكنم آيا من جماعتم حضرت فرمودند كه بلى مؤمن تنها جماعت است ظاهرا صدوق از اين حديث فهميده است چون اذان و اقامت گفته است ، و در حديث گذشت كه هر كه اذان و اقامه بگويد دو صف از ملائكه در عقب او نماز مىكنند پس جماعت حاصل مىشود ، و ليكن ظاهر كلام حضرت كه فرمودند كه مؤمن تنها جماعت است آنست كه ايمان سبب اينست نه اذان و آن چه صدوق از جهة گفته خود يا مطلقا استشهاد آورده است كه مؤمن تنها حجت است و تنها
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٧٩