يصلَّى العصر خلف من يصلَّى الظَّهر الَّا ان يتوهّمها العصر فيصلَّى معه العصر ثمّ يعلم انّها كانت الظَّهر فتجزى عنه )
و باكى نيست كه نماز ظهر را اقتدا كند به امامى كه نماز عصر كند و نماز عصر را نكند در عقب كسى كه نماز ظهر را كند مگر آن كه گمان كند كه امام نماز عصر مىكند و با او نماز عصر را به جا آورد بعد از آن ظاهر شود كه امام نماز ظهر مىكند كه در اين صورت مجزيست اما اقتدا ظهر به عصر در حديث صحيح حمّاد وارد شده است كه صحيح است و در صحيحه سليم وارد شده است كه اقتدا نمىتواند كرد كسى كه ظهر نكرده باشد نماز خود را به عصر به قصد عصر بلكه مىبايد به قصد ظهر اقتدا كند .
و اما آن كه عصر را اقتدا به ظهر نمىتواند كرد ظاهرا مستند صدوق صحيحه على بن جعفر باشد كه گفت سؤال كردم از برادرم حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه از امامى كه نماز ظهر كند و زنى داخل شود و محاذى او بايستد و اقتدا به او كند و گمان كند كه عصر است آيا نماز قوم را باطل مىكند يعنى چون محاذى امام ايستاده است و چه حال دارد نماز اين زن در آن كه با ايشان نماز كرده است و حال آن كه پيشتر نماز ظهر خود را كرده است و عصر را به ظهر اقتدا كرده است حضرت فرمودند كه نماز آن جماعت باطل نمىشود به اعتبار محاذات و آن زن اعاده مىكند نماز خود را و اين اعاده محتمل است كه به اعتبار محاذات باشد و ممكن است كه به اعتبار اقتدا عصر به ظهر باشد بلكه اظهر آنست كه به اعتبار محاذات باشد و اعاده بر سبيل استحباب باشد و چنان كه گذشت و خواهد آمد و بر تقديرى كه هر دو احتمال مساوى باشد جزم بهم نمىرسد كه اعاده نماز به اعتبار اقتداء عصر باشد به ظهر بلى احوط آنست كه در چنين حديث مجملى هيچ يك را بفعل نياورد اما اگر ماموم گمانش اين باشد كه نماز عصر مىكند و عصر را اقتدا
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٩٥