چنان كه در تهذيب است و در كافى اللَّهمّ صلّ على محمّد الخ است و هر دو خوبست اگر چه جمع احوط است چون بعيد است كه اين دو حديث باشد بلكه اظهر آنست كه سهو از نساخ يكى از كافى و تهذيب شده باشد و اگر ذكر دويم را بخواند بىدغدغه است چون حلبى مىگويد كه مرتبه ديگر شنيدم كه حضرت مىفرمود يعنى در بيان ذكر و در تهذيب لفظ يقول فيهما يا فيها هست و در فقيه و كافى نيست و اين لفظ نيز مؤيد اشتباه شده است كه طرح اين خبر كردهاند و عمل به خبر عمّار كردهاند و گفتهاند كه حق آنست كه مرتبه امامت از آن اعلى است كه سهو در عبادت كنند پس راوى غلط كرده است ، و احتمال ظاهرى دارد كه مذكور شد اولى آن بود كه حمل بر آن كنند و مانند حلبى و كتاب او را كه بر آن حضرت عرض نموده بوده است ، و حضرت تحسين آن كرده بوده است و نزد محدثين اين كتاب مانند نص معصوم بوده است جرح نكنند و اين جرح عظيمى است نسبت به جمعى كه چنين سهوى كنند و نظر به اين دو كتاب كه بمنزله اصل است نظر نكنند و سهوهاى شيخ را ملاحظه نكرده باشند كه شيخ افضل است و تامّل نكنند كه بر تقدير افضليّت چه ربط دارد فضيلت به توثيق ، و شكى نيست در آن كه كلينى اوثق از اكثر محدثين ماست ، و بعد از او صدوق و عذر شيخ طاب مرقده و رضى الله تعالى عنه كثرت تصانيف بوده است چون عامه تشنيع شيعيان مىكردند كه ايشان كتاب ندارند و كتب حديث نزد ايشان اعتبارى نداشت عمده كتب كلام و تفسير و فقه بود بنا بر اين شيخ سعيش در تحصيل كتب بسيار بود و مثل تبيانى نوشت كه در آن عصر نظير نداشت و همچنين كتب كلام و فقه بسيار نوشت و فرصت رجوع نمىشد او را . ( جزاه الله عن الاسلام و المسلمين . احسن جزاء المحسنين . )
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٣٧