فوق الجسد روح المؤمن و غيره ينظر إلى كل شىء يصنع به فاذا كفّن و وضع على السّرير و حمل على اعناق الرّجال عادت الرّوح اليه و دخلت فيه فيمدّ له فى بصره فينظر إلى موضعه من الجنّة او من النّار فينادى بأعلى صوته ان كان من اهل الجنّة عجّلونى عجّلونى و ان كان من اهل النّار ردّوني ردّوني و هو يعلم كلّ شيء يصنع به و يسمع الكلام )
و منقولست از آن حضرت صلوات الله عليه كه هر گاه قبض روح شخصى كردند روح در بالاى جسد است خواه روح مؤمن و خواه غير مؤمن و نظر مىكند بهر چيزى كه با بدن او مىكنند پس چون او را كفن كردند و در تابوت گذاشتند و مردمان برداشتند بر گردنهاى خود روح تعلقى به بدن مىگيرد و چشمش دوربين مىشود تا آن كه جاى خود را در بهشت يا در دوزخ مىبيند و اگر از اهل بهشت است به آواز بلند مىگويد كه مرا زود ببريد مرا زود ببريد و اگر از اهل جهنم است فرياد مىكند كه مرا برگردانيد مرا برگردانيد و او مىداند هر چه را به او مىكنند و سخن مردم را مىشنود و اين حديث غريبست و سند او را و نظيرش را نديدهام و الله تعالى يعلم .
( وقال الصّادق صلوات الله عليه انّ الارواح فى صفة الاجساد فى شجرة من الجنّة تتساءل و تتعارف فاذا قدمت الرّوح على الارواح « 1 » تقول دعوها فقد اقبلت من هول عظيم ثمّ يسالونها ما فعل فلان و ما فعل فلان فان قالت لهم تركته حيّا ارتجوه و ان قالت لهم قد هلك قالوا هوى هوى )
و بسند كالصحيح از ابن مسكان از ابى بصير منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه ارواح بر
هامش
« 1 » الروح . خ .