تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
( وقال الصّادق صلوات الله عليه لا باس ان تجعل الميّت بين رجليك و ان تقوم فوقه فتغسّله اذا قلَّبته يمينا و شمالا تضبطه برجليك كيلا يسقط لوجهه ) و بسند قوى از آن حضرت صلوات الله عليه منقولست كه باكى نيست كه ميت را در ميان پاهاى خود در آورى و بر بالا او بايستى و غسل دهى در وقتى كه او را بدست راست و دست چپ گردانى كه مبادا بر رو افتد و در موثق عمار نهى از ركوب بر ميت وارد شده است و اين حديث محمول است بر حال ضرورت چنان كه ظاهر حديث است كه ميان پا مىگيرى كه مبادا بر رو افتد كه اگر كسى ديگر باشد او نگاه خواهد داشت با آن كه ممكن است كه بيان كراهت آن نهى باشد بلكه لا باس اشعارى به كراهت دارد و ليكن نقل اين خبر بىآن خبر قرينه اينست كه صدوق مكروه نمىداند .
و انّ رسول الله صلَّى الله عليه و آله مشى خلف جنازة رجل من الانصار فقيل له الا تركب يا رسول الله فقال انّي لأكره ان اركب و الملائكة يمشون ) و در صحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه منقولست كه حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله پياده مىرفتند در عقب جنازه شخصى از انصار صحابه گفتند يا رسول الله سوار نمىشويد حضرت فرمودند كه خوش نمىآيد مرا كه سوار شوم و فرشتگان پياده راه روند اما در وقت برگشتن سوار شدن كراهت ندارد . چنان كه در حديث موثق از آن حضرت صلوات الله عليه منقولست كه سوار شدن در وقت رفتن مكروهست مگر با عذرى و در برگشتن سوار شدن مكروه نيست .
( وقال الصّادق صلوات الله عليه فى اخر حديث يذكر فيه غسل