تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
بر خلاف مسلك خود ذكر كرده است در مقامات عارفان .
( وقال الصّادق صلوات الله عليه لمّا مات ابراهيم بن رسول الله صلَّى الله عليه و آله قال النّبيّ صلَّى الله عليه و آله حزنّا عليك يا ابراهيم و انّا لصابرون يحزن القلب و تدمع العين و لا نقول ما يسخط الرّبّ ) و آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه چون ابراهيم فرزند سيد المرسلين صلى الله عليه و آله فوت شد حضرت فرمودند كه اى ابراهيم بر فوت تو اندوهناكيم و ليكن صبر مىكنيم دل اندوه دارد و چشم مىگريد و نمىگوييم چيزى كه سبب غضب الهى باشد . بحسب ظاهر اين خبر قوى منافات دارد با آن كه گذشت كه حضرت به خديجه فرمودند كه گريه مكن و ليكن ظاهر آنست كه غرض حضرت در آنجا اين بود كه غم مخور چون فرزند شفيع است و لهذا خديجه جواب داد كه آبى از چشم ريخت از جهت لوازم بشريت و حضرت شفاعت فرزند را بيان فرمودند و در اينجا نيز حضرت مىفرمايند كه ما به قضاى الهى راضييم و ليكن اين گريه از لوازم بشريتست و تا حزن نباشد ثواب نخواهد بود . و محتمل است كه بر تقدير صحت حديث حضرت گريسته باشند بواسطه فكر امت يا محبت الهى و چنين ظاهر ساخته باشند كه كار بر امت دشوار نشود كه گريه نكنند و به بلاها مبتلا شوند چنان كه خواهد آمد كه گريه بكنيد تا سوزش دل فرو نشيند و قريب به اين ذكر كرده است كلينى در حديث قوى . ( وقال « 1 » صلوات الله عليه انّ النّبيّ صلَّى الله عليه و آله حين جاءته وفاة جعفر بن ابى طالب و زيد بن حارثة كان اذا دخل بيته كثر
هامش
« 1 » فقال . خ .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 452 | محمد تقي المجلسي ( الأول )