مىگذاشتم ديگر صحابه گفتند كه امر كردى كه او را غسل دادند و نماز بر او كردى و در لحدش خوابانيدى و مع هذا فرمودى كه او را ضغطه و فشارش قبر شد حضرت فرمودند كه بلى با خانه اش كج خلقى مىكرد حق سبحانه و تعالى به اين ضغطه او را پاك كرد .
و صدوق ذكر كرده است در خصال كه سعد بن معاذ را سه چيز از خوبيها بود كه اگر يكى از آنها را كل اهل زمين مىداشتند از جهت فضيلت ايشان كافى بود و صدوق اين جزو آخر را در اينجا ذكر كرد تا دفع دخل كند كه حديث سابق دلالت مىكرد كه ردا را در جنازه غير نبايد انداختن پس چرا حضرت صلوات الله عليه و آله انداختند جواب گفت كه خصوص سعد از اين حكم كلى مستثنى است بامر الهى از جهت تأليف قلوب يهودان و اطمينان مسلمانان و حكايات سعد و خوبيهاى او از كتب سير و تواريخ و غير آن ظاهر مىشود خوشا حال جمعى كه در زمان آن حضرت از دنيا رفتند بعنوان شهادت يا غير آن و بدا حال جمعى كه ماندند و فريفته دنيا شدند و دين را به دنيا فروختند نعوذ بالله من الضلالة بعد الهداية .
( وقال الصّادق صلوات الله عليه لو لا انّ الصّبر خلق قبل البلاء لتفطَّر المؤمن كما تتفطَّر البيضة على الصّفا )
و بسند قوى كالصحيح از آن حضرت سلام الله عليه منقول است كه اگر نه آن بود كه حق سبحانه و تعالى صبر را پيش از بلا آفريده بود مطلقا يا نسبت به مؤمن هر آينه مؤمن مىشكست مانند تخم مرغى كه بر سنگ حسنى خورد چون بلا را حق سبحانه و تعالى از جهت دوستان خود مقرر ساخته است .
( وقال رسول الله صلَّى الله عليه و آله اربع من كنّ فيه كان فى