تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
پنجم فارغ شدند . و اما آن را كه چهار تكبير گفتند در تكبير اول تحميد و تمجيد الهى كردند ، و در تكبير دويم دعا از براى خود و اهل بيت خود كردند ، و در تكبير سيم دعا از براى مؤمنين و مؤمنات كردند ، و در تكبير چهارم فارغ شدند و دعا نكردند چون منافق بود . و حق اينست كه در نماز ميت دعاى خاصى نيست چنان كه در اخبار صحيحه و كالصحيحه وارد شده است و خواهد آمد إن شاء الله تعالى .
( و من صلَّى على ميّت فليقف عند رأسه بحيث ان هبّت ريح « 1 » فرفعت ثوبه اصاب الجنازة ) و كسى كه نماز كند بر ميتى پس بايد كه نزد سر او بايستد و اندكى دور باشد به حيثيتى كه اگر بادى بوزد و جامهء او را بردارد به جنازه خورد جامه اش يعنى بسيار نزديك نباشد و بسيار دور نباشد . اما آن چه صدوق ذكر كرده است كه نزد سر ميت بايستد مراد امام جماعتست و اين خلاف مشهور است و اما قرب ميت در حديثى وارد شده است و جزو اول نيز در حديثى وارد شده است و إن شاء الله بعد از اين ذكر خواهد كرد احاديث را در آنجا ذكر خواهيم كرد إن شاء الله تعالى .
( ويكبّر و يقول اشهد ان لا إله الَّا الله وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ارسله بالحقّ بشيرا و نذيرا بين يدى السّاعة ) ممكن است كه صدوق حديثى به اين عنوان ديده باشد و در فقه رضوى به همين عنوان واقع است با بعضى از تغييرات كه مذكور خواهد شد . اما در دعاى بعد از شهادتين اينست و انّ الموت حقّ و الجنّة حق
هامش
« 1 » الريح . خ .