به ظرف مىكند و حركت مىدهد آن را تا از سدر و كافور پاك شود و چيزى در آن نماند و مرتبه سيم غسل مىدهد او را به آب خالص و سدر و كافور نداشته باشد و در اين مرتبه دست بر شكمش نمىمالد و در وقت غسل مىگويد كه اللَّهمّ عفوك عفوك
پس كسى كه چنين كند حق سبحانه و تعالى عفو مىكند از او .
و به اين تفصيل و قريب به اين احاديث معتبره وارد شده است از آن جمله حديث يونس است كه كلينى روايت كرده است از على بن ابراهيم از پدرش و او از استادانش كه اگر چه نام نبرده است ايشان را اما اصحاب رجال حكم به صحت احاديث يونس كردهاند با آن كه كتب يونس نزد كلينى و صدوق بوده است و جزم داشتهاند كه كتاب اوست و او از ائمه معصومين روايت كرده است كه ملاقات ايشان كرده است و به خدمت ايشان رسيده است با آن كه كتاب يونس را به خدمت حضرت امام حسن عسكرى عرض نمودند حضرت همه را ملاحظه فرمودند و فرمودند كه حق سبحانه و تعالى او را بعدد هر حرفى نورى كرامت كناد .
ديگر كتاب كاهلى است و آن كتاب نيز نزد صدوقين بوده است اگر چه در سندش محمد بن سنان هست و او بر تقديرى كه خوب نباشد از مشايخ اجازه كتابست و لهذا نديدم احدى از علما را كه قدحى در اين دو حديث طويل كرده باشند با آن كه مؤيدند به احاديث صحيحه و كالصحيحه مثل صحيحه عبد الله بن مسكان و صحيحه عبد الله بن سنان و حلبى و غيرهم و چيزى كه در آنها نيست سبوى حميدى است و آن سهل است چون در آن زمان معروف بوده است به بزرگى ذكر كرده است .
و اما تفصيل آن پس آن چه گفته است كه ميت را رو به قبله كند احاديث گذشت و در حديث يونس و كاهلى هر دو هست بر سبيل امر و بنا بر اين
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٤٧