تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
خديجه در كار خود بود يعنى در حال احتضار پس حضرت فرمود كه دور باد مرگ تو از ما يعنى مرگت را نه بينيم اما چون راهى است كه همه را در پيش است چون به هووهاى خود رسى سلام مرا به ايشان رسان خديجه گفت اينها كيستند حضرت فرمودند كه مريم دختر عمران و كلثم خواهر موسى و آسيه زن فرعون خديجه گفت مبارك باد يا رسول الله و متعارف عرب بود كه مىگفتند : بالرّفاء و البنين يعنى مبارك باد به رفاهيت و پسران كه حق سبحانه و تعالى و تعالى كرامت كند و حضرت از اين كلمه منع فرمودند چنان كه خواهد آمد پس ممكن است كه گفتن خديجه قبل از نهى حضرت صلوات الله عليه و آله بوده باشد .
( وقال امير المؤمنين صلوات الله عليه ضمنت لستّة الجنّة رجل خرج بصدقة فمات فله الجنّة و رجل خرج يعود مريضا فمات فله الجنّة و رجل خرج مجاهدا فى سبيل الله فمات فله الجنّة و رجل خرج حاجّا فمات فله الجنّة و رجل خرج إلى الجمعة فمات فله الجنّة و رجل خرج فى جنازة رجل مسلم فمات فله الجنّة ) و آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه شش كسرا ضامنم كه به بهشت روند . اول : شخصى كه صدقه واجب يا سنت را بيرون برد كه به مستحق آن برساند و بميرد پس او راست بهشت به ضمان من . دويم : شخصى است كه به عيادت بيمارى رود و بميرد بهشت او را واجبست . سيم : شخصى كه از خانه خود بيرون رود و از جهت جهاد در راه خداى عز و جل و بميرد پس بهشت او را واجبست . چهارم : شخصى است كه از جهت حج بيت الله الحرام بيرون رود و
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 208 | محمد تقي المجلسي ( الأول )