چهارم : ايمنى از ترس عظيم روز قيامت .
پنجم : عدالت نزد ميزان به آن كه ميزان حسناتش سنگين باشد يا نسنجند عمل او را .
ششم : گذشتن از صراط مثل برق .
هفتم : خلاصى از جهنم .
هشتم : داخل شدن در بهشت پيش از همه كس .
نهم : آن كه نور ايشان سعى كند در پيش ايشان و از دست راست ايشان يعنى منور باشند .
و ايضا صدوق از طرق صحاح عامه نقل كرده است از عبد الله بن عمرو بن الخطاب و به چند سند از طرق ايشان ديدهام از عمر بن الخطاب كه گفت سؤال كرديم از حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله از حال و رتبه على بن ابى طالب صلوات الله عليه پس حضرت غضبناك شدند و فرمودند كه چه بر اين داشته است جمعى را كه سخن گويند از حال كسى كه منزله و مرتبه او نزد حق سبحانه و تعالى مثل منزله و مرتبه من است به غير از نبوت .
آيا نه چنين است كه هر كه على را دوست دارد مرا دوست داشته است و هر كه مرا دوست دارد حق سبحانه و تعالى از او خوشنود است و هر كه خدا از او خوشنود است جاى او در بهشت است . آيا نه چنين است كه هر كه على را دوست دارد از دنيا بيرون نرود تا او را از شراب كوثر آب بدهند و ميوه درخت طوبى بخورد و جاى خود را در بهشت به بيند ؟ .
آيا نه چنين است كه هر كه على را دوست دارد حق سبحانه و تعالى نماز و روزه و عبادات شب او را قبول كند و دعاى او را مستجاب گرداند .
آيا نه چنين است كه هر كه على را دوست دارد فرشتگان از جهت او
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٨٩