و اما در آخرت پس اول : آن كه ديوان او و نامه عمل او را نگشايند .
دويم : ترازوى عمل از جهت او نصب نكنند .
سيم : نامه عمل او را بدست راست او دهند .
چهارم : از جهت او بنويسند براتى از آتش دوزخ .
پنجم : روى او سفيد باشد در آن روز .
ششم : حلَّهاى بهشت را در او پوشانند .
هفتم : او را شفاعت دهند در صد كس از اهل بيت او .
هشتم : حق سبحانه و تعالى به نظر رحمت به او نظر كند .
نهم : تاجى از تاجهاى بهشت بر سر او گذارند .
دهم : آن كه داخل بهشت شود بىحساب پس خوشا حال دوستان اهل بيت من و چون چنين نباشد كه حق سبحانه و تعالى محبت ايشان را مزد رسالت آن حضرت كرده است با آن كه هيچ پيغامبرى را مزد بر رسالت كرامت نفرموده است مگر آن حضرت را .
و باز از طرق ايشان از جابر بن عبد الله انصارى منقولست كه روزى در خدمت حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله بودم كه ناگاه رو به جانب حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه فرمودند و فرمودند كه مىخواهى ترا بشارت دهم يا ابا الحسن ، حضرت فرمودند بلى يا رسول الله ، حضرت فرمودند كه اينك جبرئيل از جانب خداوند جليل آمده است و مىگويد كه حق سبحانه و تعالى شيعيان و دوستان ترا نه خصلت كرامت كرده است .
اول : آسانى مرگ .
دويم : انس در وحشت قبر كه فرشتگان به زيارت او آيند .
سيم : نور در ظلمت قبر و قيامت .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٨٨