تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
عوف روايت كرده است كه گفت مقرر چنين بود كه هر فرزندى كه حق سبحانه و تعالى كرامت مىكرد ما را به خدمت حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله مىبرديم تا آن حضرت از جهت او دعا كند پس چون مروان بن حكم را به خدمت آن حضرت بردند حضرت فرمودند وزغ بن وزغ ملعون بن ملعون . و كلينى نيز قريب به اين را از زراره از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه روايت كرده است بسند كالصحيح . ( وقال بعض مشايخنا انّ العلَّة فى ذلك انّه يخرج من ذنوبه فيغتسل منها ) و بعضى از مشايخ و استادان ما مىگفتند كه علت غسل آنست كه هر كه وزغ را مىكشد از گناهان بيرون مىآيد پس غسل مىكند بمنزله غسل توبه كه چون به توبه پاك مىشوند غسل مىكنند چنان كه خواهد آمد همچنين قاتل وزغ از گناهان بيرون مىآيد . و ظاهرا حديثى بر اين معنى داشته باشند ، و از مشايخ شنيده‌ام كه كسى كه وزغ را به يك ضربت بكشد هفتاد حسنه دارد و اگر به دو ضربت بكشد يك حسنه دارد از جهت قوت ايمان و ضعف آن ، و چون مشايخ صدوق در آن زمان اظهار اين معنى نمىتوانستند كرد به رمز حرف مىزدند هر چند زمان خلفاى بنى عباس بود و ايشان با بنى اميه بد بودند اگر اين سخنان را علماى سنيان مىگفتند ضرر نداشت اما اگر شيعه مىگفتند آزار مىرسانيدند . چنان كه مولانا سعد الدين ذكر كرده است لعن يزيد و اصحاب او را و لعن هر كس كه با اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله بد كرده‌اند و بعد از آن ذكر كرده است كه چرا بعضى از علما منع كرده‌اند از لعن ايشان تا تعدى نكند بأعلى پس اعلى و مرادش از اعلاى اول معاويه است و از ثانى ثلاثه و اظهار كرده است كه ايشان اولايند به لعن از جهت آن كه بناى ظلم را أولا ابو بكر و عمر گذاشتند در غصب حق امامت و فدك و ميراث و شهادت حضرت فاطمه و