در سال 1696 ايرانيان دست به چند نقل و انتقال نظامى زده بودند .
عباسقلىخان ، خانلار ، در منطقه ساحلى نيروهايى گردآورى كرده بود .
در ماه اكتبر ، فرماندهء گروهان مستقر در آبادى ده گردو « 1 » به پرتغالىها اطلاع داد كه مأموريت يافته است در لشكركشى شركت كند و در عرض يك ماه بايستى با قشون تحت فرماندهى خود عازم بندر كنگ شود .
هنگاميكه گرگوريو پريرا فيدالگو ، نماينده هلند ساكن آبادى ده گردورا بنام ژاكوب هوگكامر « 2 » ملاقات كرد ، از او شنيد كه به عقيده وى لشكركشى حتما انجام مىشود و ديوان بيگى كه به فرماندهى لشكر منصوب شده است پايتخت را به صوب محل مأموريت خويش ترك كرده است . چند روز بعد برادر آنتونيودوژزو تأكيد كرد كه فرمانده كل قوا به كازرون رفته است تا به گردآورى افراد بپردازد و وسائل لازم جهت حمل توشه را فراهم سازد .
اما در اوايل ماه نوامبر ، سفير نامههائى از سوى فرمانده كل قوا و نيز از سوى شاه دريافت كرد . در اين نامهها به او اطلاع داده شده بود كه اجتماع نيرو جهت لشكر كشى در آن سال غير ممكن است و علت آن كمبود مواد خوراكى و فقدان آب در آبانبارها مىباشد .
در طول اقامت شاه در كاخ سعادتآباد در نيمه دوم ماه نوامبر ، گرگوريو - پريرا فيدالگو مذاكرات بسيار جدى را پىگيرى نمود زيرا موضع دولت صفوى بطور قاطع روشن به نظر نمىرسيد . چنين مىنمود كه شاه شخصا موافق لشكركشى است و حقيقت امر اين بود كه او با روى گشاده از فرستادگان پرتغال استقبال كرده و آنها را مورد ملاطفت قرار داده بود ، در حالى كه ناظر بيوتات كه پس از اعتماد الدوله دومين شخصيت در دستگاه حكومتى بشمار مىآمد ، با جنگ مخالف بود « 3 » . وى
هامش
( 1 )Deh - Guerdou( 2 )Jacob Hoogkamer( 3 ) - درباره ناظر بيوتات مىباشد .Cemelli Careriاو را ناظر يا بزرگترين شخصيت دربار مىنامند صفحه 128 و مىگويد ( او به كليه هدايائيكه به شاه تقديم ميشد رسيدگى مىكند ) صفحه 224 در مورد وظايفش رجوع شود به تذكرة الملوك صفحات 48 تا 50 .