« من نصح الانسان لاخيه نهيه عما لايرضاه لنفسه . »
« از پندهاى آدمى به برادرش ، بازداشتن اوست از آنچه خود نمىپسندد . »
« من الشكر معرفة احسان المحسن . »
« از ( لوازم ) شكر ، شناخت نيكى نيكوكار است . »
« من التواضع معرفة المرء بقدره . »
« آگاهى انسان به ارزش خود ، ناشى از تواضع اوست . »
« العالم بالظلم و المعين عليه و الراضى شركاء . »
« آن كه از ستمى آگاه است و آن كه بر آن همدستى كند و آن كه از آن خشنود باشد ، همگى شريك يكديگرند . » « 1 »
« من سلامة الانسان قلة حفظه لعيوب غيره و عنايته باصلاح عيوب نفسه . »
« توجه اندك به عيوب ديگران و سعى در جهت اصلاح نفس ، از سلامت انسان است . »
« من اخطأ وجوه المطالب خذلته الحيل . »
« كسى كه در نگرش به واقعيتها اشتباه كند ، از چارهانديشى وامىماند . »
« الطامع في وثاق الذل . »
« طمعكار در بند ذلّت گرفتار است . »
هامش
( 1 ) - فقها در زمينهء قصاص ، گفتهاند : هنگامى كه شخص انسانى را نگهدارد و ديگرى وى را به قتل برساند و سوّمى شاهد باشد و كارى در جهت نجات او نكند ، حكم بنابر قضاوت حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام چنين است : قاتل كشته و نگاهدارنده براى هميشه زندانى مىشود و چشمان ناظر با آهن گداخته بيرون آورده مىشود . مراد از « آگاه » در اين حديث ، « عامل » است و احتمالا دگرگونى غير عمدى اين كلمه ، باعث آمدن « عالم » شده است .