و پس از ولادت حضرت جواد عليه الصلاة و السلام ، « على بن اسباط » و « عباد بن اسماعيل » خدمت حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام رسيدند . در مجلس ، فرزند آنحضرت - جواد - نيز حضور داشت . پس آن حضرت رو به آن دو كردند و فرمودند :
« هذا المولود الذى لم يولد فى الاسلام اعظم بركة منه على شيعتنا » « 1 »
« اين مولود ، چنان است كه در اسلام ، فرزندى با بركتتر از او ميان شيعيان ما متولد نشده است . »
« صفوان بن يحيى » خدمت حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام عرض كرد ما قبل از آنكه خداوند ، جواد را به شما ببخشد ، برايتان دعا مىكرديم . حضرت فرمودند : خداوند فرزندى به من بخشيد كه چشمان ما به وى روشن گرديد . راوى پرسيد : اگر حادثهاى واقع شد ، چه كسى امام خواهد بود ؟ حضرت به ابا جعفر جواد عليه الصلاة و السلام اشاره كردند كه در مجلس حضور داشتند . گويا راوى سنّ وى را كوچك پنداشت ، پس به امام عرض كرد فدايت گردم ، ايشان كودكى هستند سه ساله ، حضرت براى او توضيح دادند كه وقتى امامت ، از جانب خداوند نگاهدارنده باشد ، خود او تدبير امر را به دست خواهد داشت و فرمودند كه سنّ اندك ، زيانى بدان نمىرساند . « عيسى » عليه السّلام ، هنگامى كه به وظيفه حجّيت قيام كرد كمتر از سه سال داشت . وقتى كه حاضران به پا خاستند ، حضرت روى بديشان داشته ، فرمودند : خداوند رحمت كند مفضل را كه به كمتر از اين قانع مىگردد . « 2 »
آنگاه حضرت عليه الصلاة و السلام به « عمرو بن خلاد » مىفرمايد :
« اجلست ابا جعفر مجلسى و صيرته مكانى فانا اهل بيت يتوارث اصاغرنا اكابرنا القذة بالقذة » « 3 »
« من ابا جعفر را در جاى خودم نشانيدم و در مكان خودم جاى دادم . ما اهل بيتى هستيم كه كوچكتران ما از بزرگتران ما ، پياپى و متوالى ، ارث مىبرد . »
حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام به « حسين بن جهم » دستور مىدهند كه پيراهن حضرت جواد عليه الصلاة و السلام را در آورد . وى چون پيراهن حضرتش را در
هامش
( 1 ) - ارشاد ، شيخ مفيد .
( 2 ) - روضة الواعظين ، نيشابورى ، ص 203 .
( 3 ) - اعلام الورى ، ص 200 .