حجرهء در بسته
دل افسردهام با غم قرين است * كه در فكر جواد العارفين است
چرا غمگين در اين عالم نباشم * پريشان قلب ختم المرسلين است
شد از زهر جفا و كينه مسموم * جهان از ماتمش با غم قرين است
به هنگام شباب ، از كيد دشمن * خزان ، گلزار سلطان مبين است
ميان حجرهء در بسته بر او * ز آهش ، لرزه بر عرش برين است
غبار غم نشسته بر رخ ماه * گه قتل شه دنيا و دين است
لبش عطشان و جانش بر لبش بود * چنان جدّش كه دريا آفرين است
هنوزم در تمام كون ، قطره * به پا شور عزا در شهر دين است
جود جواد
هزار جانگرامى ، فداى جود جواد * دل شكستهء خود ، بستهام به بود جواد
هماره مىرسد از كائنات و مخلوقات * نداى ذكر و ثنا ، مدحت و درود جواد
همه خلايق عالم ، غريق نعمت اوست * چرا كه نيست حدودى براى جود جواد
وصىّ حجّت هشتم ، سلالهء زهرا * خداى حىّ توانا بود شهود جواد
شب تولد درياى جود و احسان است * رسد به گوش سماواتيان ، سرود جواد
در اين ولادت چشم چراغ بزم وصال * شده است شاد ، دل والى ودود جواد