بخشى از ترجيعبند در مدح حضرت امير المؤمنين عليه السلام
روى آيينه را مجلّا كن * ديده كن باز و خوش تماشا كن
همچو موسى ، مرو تو در سينا * طور دل را بيا تو ، سينا كن
گر توئى در حجاب تن حيران * قصر دل را ز نقشه پيدا كن
سوى بازار دلبران بشتاب * كسب فيض از جمال زيبا كن
پر مرغ وجود را كن باز * سير اسماى حق تعالى كن
بزمآراى كائنات ، على است * بر در دولتش ، تو مأوا كن
چون على جنّت اللقا باشد * از خدا وصل او تمنّى كن
گوهرى را كه در عوالم نيست * در يم مرتضى ، تو پيدا كن
از كتاب جلال او پيداست * دو جهان « قطره » ، ذات او درياست
دو رباعى در مدح حضرت سيد الشهدا عليه السلام
اى خاك درت ، سرمهء چشم ملكوت * ابروى كجت ، صراط خلق جبروت
از جاه و جلال ذات پاك تو ، حسين * ارواح رسل ، مات و ملائك مبهوت
* * *
در مقام قرب ثار اللّه ، كسى را راه نيست * آگه از ذات حسينى ، كس بجز اللّه نيست
كربلايش كعبهء مقصود اهل عالم است * غير اين درگه ، دگر در كون ، درمانگاه نيست
بخشى از ترجيعبند ، خطاب به حضرت حجت منتظر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف
تو كه بس ملك جاودان دارى * لا مكانى ، كجا مكان دارى
آنچه در خاك تيره مىرويد * آگهى از قيامشان دارى
گوى چوگان توست ملك وجود * رايت حسن دلستان دارى
خوش خرامان خرام مىپوئى * ياد از ما فتادگان دارى
به مساكين زكات حسن دهى * دولت حسن بيكران دارى
خرمن صبر سوخت ز آتش هجر * تا به كى ، رخ ز ما نهان دارى
به وجود تو اين جهان باقى است * همه را با تو عهد و ميثاقى است