است ، كه پيكركندهء
c
/ دوازده ، كه در ساختمانهاى ديگر به كرات به چشم مى - خورد ، فقط روى صندلى به چشم مىخورد . حتما اينجا ساختمانى دنيوى بوده است و در اينجا مهمانها را به حضور مىپذيرفتهاند . در قسمت جلو و داخل اين ساختمان قطعه ستونهاى زيادى روى زمين پراكنده است .
درست در جلو اين ساختمان (
L
/ پنج ) در
O
/ پنج قطعه سنگهاى زيادى از درگاه بزرگى ، مانند درگاههاى
A
/ پنج و
AE
/ پنج ، به چشم مىخورد . در اينجا هم قطعههايى از ستونهايى كه صيقل يافتهاند و مانند ستونهاى ديگر [ صفهء تخت - جمشيد ] شيارهاى مستقيم عمودى ندارند و همچنين سرستونى متشكل از قسمت جلو دو حيوان مشابه و پشت بههم داده قرار داشت « 1 » . در نزديكى سمت غربى اين محل درگاههاى بزرگ
A
/ پنج و
AE
/ پنج قرار دارد « 2 » . بهراستى مهمانى كه از اين درگاهها و از ميان ستونهاى بيشمار و ديوارهاى مرمر زيبا ، كه آراسته به پيكركندههايى خوشتراش و بزرگاندام بودند ، مىگذشت و به ساختمان
L
/ پنج مىرفت ، با منظرهء بسيار باشكوهى روبهرو بوده است .
اينها هستند مهمترين قسمتهاى باقىمانده از كاخ باشكوه تختجمشيد ، كه بيشتر از 2000 سال پيش ويران شده است . همهء قطعات مورد احتياج ، كه حمل و نقلشان دشوار نبوده است ، مدتها است كه ديگر در اينجا نيستند .
با اين وصف آنچه كه برجاى مانده است ، مىتواند هر بينندهاى را غرق در شگفتى بكند . با مطالعهء اين خرابهها مىبينيم ، كه ايرانيها هنر معمارى و پيكرتراشى را خيلى جلوتر از يونانيها به پايهء بلندى رسانيدهاند . بيشتر قسمتهاى تختجمشيد در محلهاى بسيار خوبى ساخته شدهاند . در عينحال در گوشهء جنوب غربى
هامش
( 1 ) . منظور دروازهء ناتمام حياط جلو تالار تختگاه است . از حجاريهاى ناتمام اين محل چنين پيدا است ، كه ساختمان اين دروازه هرگز به پايان نرسيده است .
( 2 ) . منظور دروازهء خشايارشا ( دروازهء اصلى صفهء تختجمشيد ) است .