اندرزگويى امام عليه السّلام و توصيف مقصّران 151
توصيف او ( على ) عليه السّلام از پرهيزگاران 153
سخنرانى امام ( على ) عليه السّلام كه در آن از ايمان و كفر و پايهها و شاخههاى آن دو ياد كرده است 156
از سخنان آن حضرت عليه السّلام به كميل بن زياد ( كه پس از ياد كردن پارهاى چيزها فرمود ) 162
خلاصهء سفارش امام عليه السّلام به كميل بن زياد 164
سفارش امام عليه السّلام به محمّد بن ابى بكر ، هنگامى كه او را به ولايت مصر گماشت 169
از سخنان امام عليه السّلام در زهد و نكوهش دنيا و ( نعمتهاى ) زودگذر آن 174
سخنرانى آن حضرت عليه السّلام ، آنگاه كه گروهى بر يكسان بخشى او از بيت المال خرده گرفتند 177
از سخنان امام عليه السّلام در هزينه كردن مال به جاى خود 179
وصف كردن دنيا براى پرهيزگاران از سوى آن حضرت عليه السّلام 180
ياد كردن ايمان و ارواح و اختلاف آنها از سوى آن حضرت عليه السّلام 182
سفارش آن حضرت عليه السّلام به زياد بن نضر ، هنگامى كه او را در سفر صفّين به پيشقراولى گماشت 186
توصيف آن حضرت عليه السلام از ناقلان حديث 187
سخن امام عليه السّلام در پايههاى دين و حقيقت توبه و آمرزشطلبى 191
وصيّت آن حضرت هنگام وفات خويش به پسرش امام حسن عليهما السّلام 192
برتر شمردن ( امام عليه السلام ) دانش را 194
كوتهسخنانى كه از على عليه السّلام روايت شده است 195
آنچه از دخترزادهء پاك گهر پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) حسن بن على عليهما السّلام روايت شده است 223
از سخنان حكمتبار آن حضرت عليه السّلام 225
پاسخ آن حضرت به پرسشهايى كه از او شده و در ضمن خبرى به تفصيل آمده 226
سخن آن حضرت عليه السّلام پيرامون استطاعت ( توانمندى ) 229
يك اندرز 230
سخنرانى امام عليه السّلام ( پس از صلح - آنگاه كه معاويه او را گفت : برترى ما را ياد كن ) 231
كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت عليه السّلام روايت شده 232
( حضرتش عليه السّلام در وصف برادرى صالح كه او را بود فرمود ) 234
آنچه از پسر دخت پيمبر ، شهيد جانباز ( امام ) حسين عليه السلام روايت شده است 237
از سخنان اوست عليه السّلام ( در امر به معروف و نهى از منكر كه از امير مؤمنان عليه السّلام نيز روايت شده است . ) 237
يك اندرز 240
نامهء آن حضرت عليه السّلام ( به كوفيان ، آنگاه كه به كوفه رفت و از آنان نسبت به خود بىياورى ديد ) 241
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 2
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٢