تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
طبرى پس از ذكر اين قسمت از تاريخ مينويسد كه خسرو پرويز در آخر سلطنتش بناى بد رفتارى و ستمكارى با مردم گذارد و در نتيجهء زيادى اموال و جواهر و متاعهاى نفيس كه در خزانه جمع كرده و شهرهاى بسيارى كه گشوده بود تكبر و نخوت و حرص پيدا كرد و اموال مردم را به زور از آنان ميگرفت كه همين امور موجب شورش ايرانيان و بر تخت نشاندن شيرويه و از بين بردن پرويز گرديد . دربارهء وسعت كشور ايران در زمان خسرو پرويز و بسيارى تجملات و شكوه دربار خسرو ، طبرى شرح مبسوطى مينويسد كه در اين جا ترجمهء قسمتى از آن آورده مىشود .

وسعت كشور ايران در زمان خسرو پرويز و شكوه و جلال دربار او و سبب زوال سلطنتش

« از هشام بن محمد شنودم كه خسرو پرويز چندان سيم و زر در خزانه انباشته بود كه در خزانهء هيچيك از شاهان ديگر آن اندازه مال و متاع فراهم نشده بود . لشكريان خسرو تا قسطنطنيه و افريقيه پيش رفته بودند . وى زمستانها در كاخهاى مدائن بسر ميبرد و تابستانها در شهرهاى بين مدائن و همدان . گفته‌اند كه در شبستان او دوازده هزار زن و كنيزك و در اصطبلش نهصد و نود و نه فيل وجود داشت وى علاقهء بسيارى بجواهر گرانبها و ظروف نفيس و اشياء تجملى داشت . برخى ديگر از مورخان گفته‌اند در شبستان او هزار زن عقدى و هزاران كنيزك و پرستار براى خدمت و خوانندگى و خنياگرى وجود داشته است . سه هزار مرد نيز كارهاى خصوصى او را انجام و تمشيت ميدادند . بفرمان خسرو در شهرها آتشكده‌ها ساختند و دوازده هزار هيربد در آتشكده‌ها بمراسم مذهبى و زمزمه [ 1 ] ميپرداختند . خسرو در هيجدهمين سال پادشاهيش فرمان داد كه آمارگران آنچه خراج و ماليات و ساير درآمدها از شهرهاى ايران و كشورهاى تابعه جمع آورى شده است شمارش كنند و به او گزارش دهند . آمارگران بعرض شاهنشاه رسانيدند كه در آن سال چهار صد و بيست ميليون درهم جمع آورى و بخزانه تحويل شده است . . . !
هامش
[ 1 ] زمزمه در ميان زرتشتيان عبارت بوده است از كلماتى كه در هنگام ستايش آتش و غذا خوردن موبدان و هيربدان آهسته بر زبان ميرانده‌اند . )