سبحان من ليس له انيس
و لا له فى عرشه جليس
« منزه و پاك است خداوندى كه يار و همدمى ندارد و نه در عرش او جليسى وجود دارد » حنابله و اصحاب حديث چون گفتار او را شنيدند برو تاختند و دواتهاى خود را كه افزون از هزار بود بسوى او پرتاب كردند . ابو جعفر از ميان آن گروه متعصب نادان برخاست و داخل خانهاش شد . مردم نادان دور خانهاش را فرا گرفتند و از گوشه و كنار آنجا را سنگباران كردند ، چنان كه بر در خانهاش تودهء انبوهى از سنگ فراهم شد . درين موقع نازوك صاحب شرطهء بغداد با جمعى كثير از لشكريان سوار شد و مردم را از دور خانه دور كرد و خود يك روز و يك شب براى محافظت ابن جرير و خانهء وى از تعرض حنبليان نادان در پيرامون خانه پاس ميداد و دستور داد كه سنگها را از در خانه بردارند . طبرى بر پيشانى خانهء خود شعر سابق الذكر : سبحان من ليس له انيس . . . را نوشته بود ، نازوك فرمان داد كه آن را پاك كردند و بجاى آن اشعار ذيل را كه در مدح احمد بن حنبل بود و اشعار بجلوس بر عرش داشت نوشتند :
لا حمد منزل لا شك عال
اذا وافى الى الرحمن وافد
فيدنيه و يقعده كريما
على رغم لهم فى الف حاسد
على عرش يغلفه بطيب
على الاكباد من باغ و عاند
له هذا المقام الفرد حقا
كذاك رواه ليث عن مجاهد
ابن خزيمه كه از معاصران طبرى است گفته است ، حنبليان دربارهء طبرى ظلم كردند و نميگذاردند هيچكس نزد طبرى آيد و ازو حديث بشنود .
طبرى پس از آنكه سفرهاى بسيارى براى طلب علم كرد و از علما و فقهاى هر شهرى علومى فراگرفت و احاديثى نوشت ، آخر الامر در بغداد - مركز خلافت اسلامى - اقامت گزيد و در آن شهر مشغول تعليم و تأليف و كارهاى علمى بود تا آنكه سرانجام در شوال 310 هجرى وفات يافت و در خانهء خودش مدفون شد .