تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
و چون او را نشان دادند كيسه‌اى به مثل كيسهء نخستين بوى داد . باز پرسيد : كدام يك محمد بن هرون است ؟ او را نشان دادند ، پنجاه دينار نيز بوى داد و باز پرسيد : كدام يك محمد بن اسحق بن خزيمه است ؟ گفتند آنست كه نماز ميخواند . چون از نماز فارغ شد كيسه‌اى كه در آن پنجاه دينار بود بوى داد ، آن گاه گفت : امير در خواب بود در عالم رؤيا چنان بر وى ظاهر شد كه كسى ميگويد : محمدها ( محامد ) در سختى افتاده‌اند ! پس اين كيسه‌ها را فرستاد و شما را سوگند ميدهد كه هر گاه اينها تمام شود ، كسى را بسوى وى گسيل داريد تا باز مبلغى افزونتر ازينها فرستد »

بازگشت ببغداد و مازندران

طبرى پس از آنكه چندى در مصر اقامت گزيد و بتحقيق و مطالعه و مباحثه مشغول بود ، ببغداد بازگشت و در آنجا مشغول نوشتن گرديد توقف در بغداد درين دفعه زياد به طول نيانجاميد و پس از مدت كمى بسوى طبرستان مولد و موطن اصلى خود بازگشت . پس از بيرون آمدن از طبرستان به قصد تحصيل علم و نوشتن احاديث و اخبار ، اين نخستين سفر وى بود بطبرستان و سفر دوم در سال 290 اتفاق افتاد . در مازندران مدتى توقف كرد و آنگاه بار ديگر رهسپار شهر بغداد گرديد و در محلهء قنطرة البردان ساكن شد و آوازهء دانش و فضلش بالا گرفت و احاطه‌اش بر علوم و تفوقش بر دانشمندان عصر بر همه مسلم گرديد .

آغاز برخورد و جدال طبرى با حنبليان و آزارى كه از آنان بوى رسيد

در رجوع ببغداد از طبرستان ، پيش آمد ناگوارى براى طبرى اتفاق افتاد . در آن عصر بازار جنگ و جدال مذهب و عقيده و تعصبات شديد و ناشايست عاميانه بين اصحاب فرق مختلفهء اسلامى سخت رواج داشت . مجالس و محاضر علما و فقها بيشتر بستيز و جدال و مناظره دربارهء حقانيت مذهب و عقيدهء خود و ابطال مذاهب و عقايد ديگران برگزار ميشد . ازينرو علم كلام و منطق در آن عصر رواج بسزا يافت . از جمله ابتلائات و اشكالات بزرگى كه براى علما و عقلا پيدا شده بود كثرت نفوذ پيروان احمد بن حنبل [ 1 ] كه يكى از ائمهء اربعهء
هامش
[ 1 ] ترجمهء احمد بن حنبل پيش ازين در پاورقى ذكر شد .