« كه خاكستر آن به معرض باد است .
« كافر مضمون قرآن شدى ، « و آيات آن را تغيير دادى ، « و از سر كفر ، طناب دين را بريدى « اما بريده نشد .
« شمشيرهاى ما از خونهايتان « سيراب شد « و از آن جز به فرار نجات نيافتيد .
« شمشير به دست ما روشن است « و در شما تاريك مىشود .
« به دست ما آتش است و شما « هيزم آن بودهايد .
به من بگو شما چه كسانيد ؟
« و چرا از بزرگان و الا سخن مىكنيد ؟
« آنها قومى هستند كه شاهى بر آنها « خيمه زده و طنابهاى آن كشيده شده .
« غزا و حج ما كه پرسيدى ، با آنهاست .
« از اين سخن كه شنيدى گريبان چاك كن « و ناله سر كن .
« اى مردم مغرب خداى « كارتان براىتان تاريك شد « كه در نكبت و جنگ افتادهايد « اگر دنيا براى سوار ، مركبى باشد « با آنچه بدست آورده ايد
صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 6862
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٨٦٢