« ستمديده از اين دو « به كجا تواند گريخت ؟
« باد جدايى بر ديدار وزيد « و غمها بر دل من روى كرد « اى بيمار ديدگان ، كدام تندرست است « كه عشق تو وى را بيمار نكند ؟
« مگر پيوستگى به من بر تو حرام است « يا خواستار وصل دور افتاده است « و حرمان زده .
« دلدادگى را نهان داشتم « و اگر دقيق بنگرى ، « نهان داشتن دلدادگى « كارى است دشوار .
« تا كى خصومت محبوب را تحمل كنم ! « كه روزگارم چنان كه خواهد « با من دشمنى مىكند .
« ابو عبد الله هارون را به نزد من ، « مكرمتهاى نو هست و قديم .
« وى بدر آسمان است كه « در اوج سعد طلوع مىكند « و كسان ستارگان آنند .
« بزرگى را از هفت خليفهء درخشان « به ارث برده كه هيچيك تيره نبودهاند .
صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 6941
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٩٤١