داشت كه در آن نصر و يارانش ، اسحاق و مردم سمرقند را با ديگر مردم آن نواحى كه به دو پيوسته بودند هزيمت كردند كه از اسحاق پراكنده شدند و گريختند . اين نبرد به در بخارا ميانشان رخ داد .
و هم در اين سال ، مردم بخارا از آن پس كه اسحاق بن احمد و يارانش را هزيمت كردند ، سوى مردم سمرقند رفتند و نبردى ديگر ميانشان رفت كه در آن نيز مردم بخارا بر مردم سمرقند ظفر يافتند و هزيمتشان كردند و از آنها كشتارى بزرگ كردند و به زور وارد سمرقند شدند و اسحاق بن احمد را اسير گرفتند و كارى را كه بدست وى بود به پسرى از آن عمرو بن نصر بن احمد سپردند .
و هم در اين سال ، ياران ابن بصرى ، كه مردم مغرب بودند ، وارد برقه شدند و عامل سلطان از آنجا رانده شد .
و هم در اين سال ابو بكر ، محمد بن على ماذرايى بر ولايتهاى مصر و خراج آن گماشته شد .
و هم در اين سال ، ابو سعيد جنابى كه در ناحيهء بحرين و هجر قيام كرده بود كشته شد . چنان كه گفتهاند خادمى از آن وى ، او را كشت .
و هم در اين سال ، امراض و آفات در بغداد شايع شد و مرگ ميان مردم آن افتاد و چنان كه گفتند بيشتر ميان حربيان و مردم بيرون شهر بود .
و هم در اين سال ، يكى از سرداران ابن بصرى با بربران و مغربيان وارد اسكندريه شد .
و هم در اين سال ، نامهء تكين عامل سلطان از مصر رسيد كه از او كمك خواسته بود .
در اين سال فضل بن عبد الملك سالار حج بود .
آنگاه سال سيصد و دوم درآمد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6781
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٧٨١