« با آن مكارى مىكرد « رونق دادى « و از قاتل كودكان رهانيدى .
« موفق در عراق صولت نمود « و صولت دليران « مردمان مغربها را هراسان كرد . » و هم يحيى بن خالد دربارهء او گويد :
« اى منزل ويران « كه پيوسته در عرصهء تو باران ببارد ! « به من جواب گوى :
« بگوى كه همسايگان كجا شدند ؟
« مگر دنيا پس آمد ؟ و مگر « سفريان بازگشتند ؟
« چگونه خانه از پس ويرانى « كه نشانى از ساكن آن نمانده « جواب مىگويد ؟
« اين منزلهاست كه هجرت مردمش « مرا گريانيد « و دنيا بر من تنگ شد « و صبر از من برفت .
« گويى جماعتى بودند ، « كه بانگ شوم بر آنها زده شده بود .
« و روزگار از هلاكتشان خبر داده بود ،
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6622
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٦٢٢