« رعيت كه خداى ترا براى آن نگهدارد « اميد دارد كه عدالت تو به دورانهاى دراز « براى وى باقى بماند .
« به پيكارى نه آسان ، پرداختى « و اقبال تو چشمه اى بود كه فرو نمىرفت « تو نخستين سر نبودى كه دنباله با وى خيانت كرد « سر تو بودى و پيمان شكن دنباله بود « اگر آنچه را تدبير كرده بود انجام گرفته بود « ملك و اسلام از دست رفته بود « مىخواست دنياى ما را به هلاكت و نابودى دهد « و هم هلاكت و نابودى دين مىخواست
( 365 « وقتى مىخواست از سر سفاهت جستن كند « امام عدل بر او جست « تيرى به تو انداخت كه به تو نرسيد « هر كه به تو تير افكند ، تيرش به او باز مىگردد .
« تو قرابت وى را رعايت كردى « اما او قرابت و حرمت ترا رعايت نكرد .
« همانند رفتار نكوى تو « هيچ برادر با برادر نكرد « ما شاهد اين بوديم و از آن بدور نبوديم .
« تو به پيكارى خستگىانگيز سرگرم بودى « و او مقابله اى را كه بدان وادارش كرده بودى ، « به زحمت تحمل ميكرد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6252
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٢٥٢