« و راه ، او را از هدايتش بگرداند « به دو آن رسد كه به وصف آورده اى « و اين به امثال آن سزاوار است .
« خاصه آنكه بيعتى را بشكند « كه با پيمانى استوار ، مؤكد است « راه هدايت بر او بسته شود « و از كارها آن بيند كه تاب آن نيارد « و به آرزوهاى خويش نرسد .
« هر كه از گمرهى به خويش نيايد
( 317 « چيزى رايج در بارهء او شنيدهايم « كه پيرى از پيرى براى ما آورده است « و اين مكتوب شاهد ما است « كه آن پيمبر صادق ، تصديق آن مىكند . » شعر اول را از على بن اميه آوردهاند كه در فتنهء مخلوع و مأمون گفته بود ، اما گويندهء پاسخ شناخته نيست .
در ربيع الاخر همين سال گفته شد كه دويست كس ، سوار و پياده از جانب معتز به ناحيهء بند نيجين رفتند ، سرشان يك ترك بود به نام ابلج ، آهنگ حسن بن على كردند و خانهء وى را غارت كردند و به دهكدهء وى هجوم بردند . آنگاه به دهكده اى نزديك آن رفتند و بخوردند و بنوشيدند و چون آرام گرفتند حسن بن على به تنى چند از كردان كه داييان وى بودند و جمعى از مردم دهكده هاى اطراف خويش بانگ كمك خواهى داد كه سوى آنها رفتند . به وقتى كه غافل بودند و با آنها نبرد كرد و بيشترشان را كشت و هفده كس از آنها را اسير گرفت ، ابلج كشته شد و باقيمانده شبانگاه گريختند .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6190
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦١٩٠