2 . قراآت آحاديه : منظور از آنها ، قراآتى است كه جامع أركان سه گانه مى باشند ، لكن در سطحي قرار ندارند كه بتوانند مفيد علم
واطمينان از لحاظ اتصال آنها به معصوم ( عليه السلام ) باشند .
3 . قراآت شاذه :
وآنها عبارت از قراآتى است كه مخالف با رسم الخط مصحف است .
فرق قراآت متواتره وشاذه :
براي آگاهى از فرق ميان ايندو نوع قراآت - بر حسب آنچه ابن الجزري در كتاب خود يادآور شده است - بايد
روش هاي مؤلفين كتب قراآت را مورد توجه قرار دهيم ( 1 ) :
الف . عده أي از نويسندگان تأليفشان را بر أساس نهادند كه طبق اين أساس ، اختيار قراآت ، منوط به وجود
أركان قراآت متواتره بود ، ومردم كتاب واثر أو را - پس از آنكه به گونه أي متواتر نقل مى شد - تلقى به قبول
كرده اند ، مانند كتابهاى زير :
الغاية ابن مهران ، الغاية ء أبى العلاء همداني ، السبعة ء ابن مجاهد ، الارشاد أبى العز قلانسى ، التيسير أبو عمرو
دانى ، الموجز أبى على أهوازي ، التبصرة ء ابن أبي طالب ، الكافي ابن شريح ، التلخيص أبى معشر طبري ، الاعلان
صفراوى ، التجريد ابن الفحام ، حرز الأماني أبو القاسم شاطبى ، النشر ، التقريب ، تحبير التيسير ابن الجزري وأمثال
آنها .
ب . عده أي ديگر از نويسندگان كه تأليفات خود را بر أساس گردآورى هر چيزى كه در دسترسشان قرار
مى گرفت بنياد كردند ، ودر قيد آن نبودند كه منقولات خود را در قراآت به مواردي محدود سازند كه جامع أركان
باشد .
مؤلفاني كه صرفا به جمع وگردآورى قراآت پرداختند عبارتند از أمثال : سبط الخياط ، أبى معشر طبري ( در
كتاب الجامع ) ، أبى القاسم هذلي ( دركتاب الكامل خود ) ، أبى الكرم شهرزورى ، أبى على مالكي ، أبى على أهوازي
- البتة در غير كتاب الموجز - ، وديگران كه صرفا به گردآورى قراآت همت گماردند .
قراءة البدو = قرائت باديه نشينان :
قبل از آنكه سخن را درباره ء اقسام روايت قراآت به پايان بريم مناسب ديديم به ( قراءة البدو ) اشارتي كنيم . اين
قرائت تا آنجا كه بر آنها دست يافتيم از حد قراآت شاذه فراتر نمى رود .
يكى از نمونه هاي چنين قرائتي را فراء در كتاب معاني القرآن آورده است .
وى مى گويد :
در ( الحمد لله ) ، همه ء قراء متفقا دال ( الحمد ) را به رفع خوانده اند ، اما باديه نشينان ، پاره أي از آنها مى گويند :
( الحمد لله ) به رفع دال وكسر لام ( الله ) ، وعده أي ديگر مى گويند : ( الحمد لله ) به كسر دال ولام . وسرانجام
گروهى مى خوانند : ( الحمد لله ) به رفع دال ولام .
هامش
1 . منجد المقرئين .