اقامهء مراسم فرستاده بود .
در اين سال عامل مكه داود بن عيسى بود .
آنگاه سال صد و نود و هشتم در آمد .
سخن از حوادثى كه به سال صد و نود و هشتم بود
از جمله حوادث سال آن بود كه خزيمة بن خازم به مخالفت محمد بن هارون برخاست و از او جدايى گرفت و از طاهر بن حسين امان خواست و هرثمه وارد سمت شرقى بغداد شد .
سخن از اينكه چرا خزيمة بن خازم از محمد جدايى گرفت و كيفيت رفتن وى و به اطاعت طاهر در آمدنش چگونه بود ؟
گويند : سبب آن بود كه طاهر به خزيمه نوشت كه اگر كار ميان وى و محمد ببرد و خزيمه تأثيرى در فيروزى وى نداشته باشد ، در كار وى كوتهى نخواهد كرد .
راوى گويد : وقتى نامه طاهر به خزيمه رسيد با معتمدان اصحاب و اهل خاندان خويش مشورت كرد كه به دو گفتند : « به خدا مىبينيم كه اين شخص پشت گردن ما را گرفته ، براى خويشتن و براى ما تدبير كن . » پس خزيمه اطاعت خويش را به طاهر نوشت و به دو خبر داد كه اگر به جاى هرثمه به سمت شرقى جاى گيرد خويشتن را به خاطر طاهر براى هر خطرى آماده مىكند و اعلام كرد كه به هرثمه چندان اطمينان ندارد و او را قسم مىداد كه وى را به كارى نا به دلخواه وا ندارد مگر اينكه تعهد كند كه از وى حفاظت كند و هرثمه را به نزد وى در آرد تا پلها را ببرد و