و هم او دربارهء نبردى كه به ضرر ياران محمد بود چنين گفت :
« اى بسا كشته كه وى را نديديم « و نپرسيديمش كه براى چه ؟
« برهنه اى با جهالت و سركشى « با زره دارى رو به رو مىشد « اگر او با نيزه مىآمد « اين با گردنفرازى با وى مقابل مىشد .
« مرد حبشى كسان را بر سر يك پاره كيف مىكشت « پوشش وى آفتاب بود و از همه معاش « به آرزو خرسند بود « حمله مىبرد و بجز سر سپاه نمىكشت « چون على فراهمرد يا علاء يا قريش « اى طاهر از تير پرتاب حبشى حذر كن . »
و هم عمرو وراق در اين باب گويد :
« بغداد رونق داشت « اما رونق آن برفت « هر روز لرزشى از پس لرزش ديگر بدان مىرسد « زمين از ناروا به خداوند بناليد .
« اى كشته تو بر دين درست نبوده اى « اى كاش دانستمى تو كه شبانگاه آمدى « به چه رسيدى ؟
« آيا سوى بهشت روان شدى ؟
« يا سوى جهنم روانى ؟
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5554
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٥٥٤