« اهل فضل حقير شدهاند « و بد كاران بر اهل صلاح برترى يافتهاند « بنده بر آقاى خويش تسلط يافته « و پردگيان به بردگى افتادهاند
« بد كار جمع سالارشان شده « و عربده جوى ، كار محله را بدست گرفته .
« هر كه بغداد را ببيند « كه سپاهيان در اطراف آن « جاى گرفتهاند « و منجنيق كوبنده بر آن سنگ مىبارد « دلبرانش به خطر مرگ افتادهاند « و طاهر آن را به محنت نبرد انداخته است « دسته هاى مرگ با پرچمهايند « كه يارى كننده و يارى بيننده آن به زحمت افتادهاند « داند كه تقديرها « چنان كه خداى خواهد « انجام شدنى است .
« اينك بغداد كه از فرط ذلت و زبونى « گنجشكان در خانه هاى آن لانه نمىسازد « مرگ آن را در ميان گرفته « حقارت آن را به بر گرفته
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5528
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٥٢٨