« و آتش افروزانش در آن « آتش همى افروزند « گويى عاديان بدان ره يافتهاند « و طوفان عاد بدان رسيده .
« هيچكس نمىداند كه شبانگاه و صبحگاهان « از حادثات دهر به دو چه مىرسد .
« و روز و شب هدف « تيرهاى زمانهاند .
« اى بغداد تيره روز « كه حادثات زمان به مردم آن رسيد « خدايش مهلتى داد ، و چون « گناهان بزرگ آن را در ميان گرفت « با ظلمت و سنگباران و حريق و جنگ « به عقوبت آن پرداخت .
« در بغداد چه گناهان ديديم ! « مگر خداى ذو الجلال از آن درمىگذرد ! « بغداد ايمن بود « اما حادثه اى هولانگيز بدان رسيد « كه انتظار آن را نداشت « بدى از هر سوى بدان رسيده « و مردم را گناهانشان بگرفته « در بغداد دين سستى گرفته
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5527
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٥٢٧