[ جلد دوازدهم ]
بسم الله الرحمن الرحيم
[ دنبالهء حوادث سال صد و پنجاه و هشتم ]
در اين سال با مهدى ، محمد بن عبد الله بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس ، بيعت خلافت كردند ، به مكه ، صبحگاه همان شب كه ابو جعفر منصور در گذشته بود ،
( 109 و اين به روز شنبه بود هشت روز رفته از ذى حجه سال صد و پنجاه و هشتم .
هشام بن محمد و محمد بن عمر و ديگران چنين گفتهاند . اما بگفته واقدى بيعت وى به بغداد بود ، به روز پنجشنبه يازده روز مانده از ذىحجهء اين سال . 109 مادر مهدى ، ام موسى دختر منصور بن عبد الله حميرى بود .
( 110
خلافت مهدى بن محمد بن عبد الله عباسى سخن از كيفيت پيمانى كه به هنگام مرگ منصور در مكه براى خلافت مهدى نهادند
محمد نوفلى گويد : به سالى كه ابو جعفر منصور درگذشت از راه بصره حركت كردم ، ابو جعفر منصور از راه كوفه رفته بود . در ذات عرق به دو رسيدم و با وى برفتم . هر وقت بر مىنشست نزديك وى مىرفتم و سلام مىگفتم . بيمار بود و نزديك مرگ ، و چون به بئر ميمون رسيد آنجا فرود آمد و ما وارد مكه شديم . عمرهء خويش را انجام دادم ، آنگاه چنان بود كه هر روز سوى ابو جعفر مىرفتم و تا نزديك نيمروز در سراپرده وى مىماندم ، سپس باز مىگشتم . هاشميان نيز چنين مىكردند .