گويد : وقتى رشيد زمين را ميان سه فرزند خويش تقسيم كرد ، يكى از مردمان گفت : « كار ملك را استوار كرد » ، يكى ديگر گفت : « بلكه آنها را به هم انداخت و سر انجام كارى كه كرد بيمانگيز است . » و يكى شعرى گفت به اين مضمون :
( 277 « به سبب غمى كه به خاطر هست مىگريم « و اشكم همچنان روان است .
« براى هول آماده باش « كه چيزها بينى كه خوابت را ببرد .
« اگر بمانى چيزى بينى كه « غم و بيداريت را دراز كند .
« شاه مهذب راى بدى آورد « كه خلافت و ولايتها را تقسيم كرد .
« مىخواست كه با اين كار ، اختلاف را « از ميان فرزندان خويش ببرد « كه با همديگر دوستى كنند .
« اما دشمنى را در ميانه كاشت « و الفتشان را به نابودى داد « و ميانشان جنگ انداخت « و زمينه اختلافشان را فراهم كرد .
« از پس اندك مدتى واى بر رعيت « كه محنتهاى سخت به آنها داد « و بليات پيوسته براى آنها پديد آورد « و آشفتگى و تباهى را همراهشان كرد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5285
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٢٨٥