( 273 آنگاه سال صد و هشتاد و پنجم در آمد .
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و هشتاد و پنجم بود
از جمله حوادث سال اين بود كه مردم طبرستان مهرويه رازى را كه ولايتدار آنجا بود كشتند و رشيد ، عبد الله بن سعيد حرشى را به جاى وى ولايتدار كرد .
در اين سال عبد الرحمان انبارى در مرج القلعه ابان بن قحطبه خارجى را كشت .
در اين سال حمزهء جانفروش ، در بادغيس آشفتگى آورد ، عيسى بن على به ده هزار كس ياران حمزه تاخت و آنها را بكشت و تا كابل و زابلستان و قندهار رسيد .
ابو العذافر در اين باب شعرى گفت به اين مضمون :
« نزديك بود كه عيسى ذو القرنين شود « كه به دو مشرق و دو مغرب رسيد « كابل و زابلستان و اطراف آن را « تا دور خج وانگذاشت . » در اين سال بار ديگر ابو الخصيب در نساء قيام كرد و بر آنجا و طوس و نيشابور و هم بر ابيورد تسلط يافت و سوى مرو حمله برد و آنجا را محاصره كرد كه هزيمت شد و سوى سرخس رفت و كارش نيرو گرفت .
و هم در اين سال يزيد بن مزيد در برذعه در گذشت و اسد بن يزيد به جاى وى ولايتدار شد .
و هم در اين سال يقطين بن موسى به بغداد در گذشت .
و هم در اين سال ، در ماه جمادى الاخر ، عبد الصمد بن على به بغداد در گذشت ،